تبلیغات
وبلاگی واسه دلای تنها

 

شبی از پشت یک تنهایی نمنک و بارانی ترا با

لهجه ی گل نیلوفری صدا کردم

پس از یک جستجوی نقره ای

در کچه های آبی احساس

تو را از بین گل هایی که در تنهایی ام رویید با

حسرت جدا کردم

و تو در پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی

دلم حیران و سر گردان چشمانی است رویایی

و من تنها برای دیدن زیبایی آن چشم

تو را در دشتی از تنهایی و حسرت رها کردم

همین بود آخرین حرفت

نمیدانم چرا رفتی

نمیدانم چرا؟ شاید خطا کردم

هنوزآشفته چشمان زیبای توام

برگرد

و بعد از این همه طوفان و وهم و پرسش و تردید

کسی از پشت قاب پنجره آرام و زیبا گفت:

تو هم در پاسخ این بی وفایی ها بگو

در راه عشق و انتخاب آن خطا کردم

و من در اوج پاییزی ترین ویرانی یک دل

نمیدانم چرا؟ شاید به رسم و عادت پروانگی مان باز

برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت

دعا کردم

نوشته شده توسط تنها در سه شنبه 2 اسفند 1384 و ساعت 10:02 ق.ظ [+] | نظرات ()
ویرایش شده در تاریخ - و ساعت-

This Template Designed By Hadi Mohammadi - T3MP
© 2006 http://dokhtare-tanha.mihanblog.com