تبلیغات
وبلاگی واسه دلای تنها

می سوزم و می سوزم با زخم تو می سازم
با هر غزل چشمت من قافیه می بازم
پیش از تو فقط شعرم معراج غرورم بود
ای از همه بالاتر اینک به تو می نازم
این سفره ی خالی را تو نان غزل دادی
ای پر برکت گندم من از تو می آغازم
من اهل زمین بودم فواره نشین بودی
با دست تو پیدا شد بال همه پروازم
از شینم هر لاله اسب و کوزه پر کردم
با عشق تو رادیدم تا اوج تو می تازم
هیهای مرا بشنو اسب و من دل خسته
من چاوش بی خویشم با هق هق آوازم
راه سفر عاشق از گردنه بنداز پر
نا مردم اگر با خون این باج نپردازم


نوشته شده توسط تنها در شنبه 19 آذر 1384 و ساعت 01:12 ب.ظ [+] | نظرات ()
ویرایش شده در تاریخ شنبه 19 آذر 1384 و ساعت02:12 ق.ظ

This Template Designed By Hadi Mohammadi - T3MP
© 2006 http://dokhtare-tanha.mihanblog.com